یادداشت سفیر ج.ا.ایران در رسانه روسی زافترا
واکاوی ابعاد حکمرانی و میراث راهبردی آیتالله خامنهای-- 14 مارس برابر با 23اسفندماه 1404--
اقدام تروریستی و جنایتکارانه آمریکا و رژیم اسرائیل در هدف قرار دادن عامدانه عالیترین مقام رسمی جمهوری اسلامی ایران، حضرت آیتالله خامنهای در تاریخ ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، نقض فاحش قواعد آمره و تعدی به اصل خدشهناپذیر مصونیت سران دولتها در حقوق بینالملل است. تعرض به عالیترین رکن حاکمیتی ایران که نماد ثبات و اقتدار ملی بهشمار میرود، فراتر از نقض حاکمیت، زنگ خطری جدی برای فروپاشی ارکان صلح و امنیت پایدار در سطوح منطقهای و بینالمللی است.
تداوم اصالت در بستر تغییر؛ مروری بر دورانشناسی حکمرانی آیتالله خامنهای
۱. کنشگری سیاسی: تکوین اندیشه سیاسی در بوته مبارزه
کنشگری سیاسی ایشان که از ابتدای دهه ۱۳۴۰ (۱۹۶۰) آغاز شده بود، در دوران رژیم پهلوی با تجربه دشوار زندان و تبعید گره خورد. دورانی که نه یک گسست، بلکه مجالی برای بازخوانی متون بنیادین دینی (قرآن، نهجالبلاغه) و تبیین «نظریه سیاسی اسلام» گشت؛ صورتبندی جامعی که بعدها شالوده مدیریت بحران در سطوح راهبردی جمهوری اسلامی را شکل داد.
۲. دوران ریاستجمهوری: مدیریت در تلاطم جنگ و تحریم
دوره ریاستجمهوری سالهای ۱۳۶۰ لغایت ۱۳۶۸ (۱۹۸۱ تا ۱۹۸۹)، فراتر از مدیریت بحرانهای ناشی از جنگ و تحریم، عصر تثبیت نهاد ریاستجمهوری و ساماندهی به هماهنگی میانقوهای بود. در این میان، حضور مقتدرانه در مجمع عمومی سازمان ملل (۱۳۶۶ برابر با ۱۹۷۸) و تبیین هوشمندانه مواضع اصولی ایران در قبال تجاوزگری رژیم بعث عراق، شاخصترین جلوه دیپلماسی فعال ایشان محسوب میشود.
۳.دوران رهبری: از آرمانگرایی واقعبینانه تا صورتبندی راهبردی «استقلال، خوداتکایی و مقاومت»
آغاز رهبری آیتالله خامنهای در سال ۱۳۶۸ (۱۹۸۹) نقطهعطفی در بازتعریف انگاره قدرت در منظومه انقلاب اسلامیبود. شاکله سیره سیاسی ایشان در دکترین «آرمانگرایی واقعبینانه» تبلور یافته است؛ رهیافتی که میان ارزشهای بنیادین و اقتضائات ژئوپلیتیک، پیوندی وثیق برقرار میکند. در این پارادایم، بازدارندگی نه یک تاکتیک صِرف دفاعی، بلکه برآیند اقتدار درونزا و هویت ملی است. از این منظر، اتکا به "توان داخلی در محاسبات راهبردی"، در قامت یک متغیر مستقل ظهور مییابد.
الگوی حکمرانی ایشان با صورتبندی سهگانه «استقلال، خوداتکایی و مقاومت»، بر انگارههای راهبردی ذیل استوار است:
۱) رهیافت «عزت، حکمت و صلحت»: تبیین سهگانه بنیادین برای راهبری دیپلماسی و تنظیم مناسبات بینالمللی بر مدار منافع ملی.
۲) توسعه بازدارندگی فعال: بازتعریف دستگاه محاسباتی کنشگران متخاصم از طریق ارتقای توانمندیهای بومی (دفاعی و موشکی) با هدف صیانت از حریم امنیت ملی.
۳) تحکیم ثبات سیاسی: صیانت از انتظام داخلی از طریق پیوند «جمهوریت» و «اقتدار».
۴) تبیین منطق مقاومت: مواجهه هوشمند با سیاستهای «فشار حداکثری» و نفی یکجانبهگرایی در ساختار قدرت جهانی.
۵) اتخاذ رویکرد چندجانبهگرایی: اولویتبخشی به توسعه پیوندهای راهبردی با قدرتهای بزرگ، نوظهور و مستقل جهانی (بهویژه چین و روسیه)، جهت توازنبخشی به نظم بینالملل.
۶) دیپلماسی هنجاری: نقد ساختاری استانداردهای دوگانه در موضوعات جهانی (نظیر حقوق بشر) و تعامل با افکار عمومیبینالمللی بر مبنای آموزه کرامت انسانی.
۴. میراث شهادت: سرآغاز رستاخیز مردمی و تداوم عقلانیت انقلابی
واکاوی کارنامه ۳۷ ساله رهبری حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای، تبیینگر الگوی منحصربهفردی از حکمرانی است که با پیوند راهبردی میان «آرمانگرایی» و «واقعبینی»، جمهوری اسلامی ایران را به بازیگری کنشگر و اثرگذار در هندسه نوین قدرت بدل ساخته است. صیانت از این میراث ماندگار، علاوه بر تثبیت بازدارندگی دفاعی، پیشران شکوفایی علمی و فتح افقهای تمدنساز پیش رو خواهد بود.
در این میان، اقدام تروریستی آمریکا و رژیم اسراییل در هدف قرار دادن عالیترین نماد اقتدار سیاسیـمذهبی جهان اسلام، فراتر از جنایتی ددمنشانه، به مبدأ بیداری جمعی ملل و چالش بنیادین هژمونی مداخلهگر غربی مبدل گشت؛ رخدادی که روند گذار به نظم چندجانبه و عدالتمحور را شتابی مضاعف بخشید. در همین راستا، آغاز فصل نوین با انتخاب شایسته حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای در قامت رهبر انقلاب اسلامی، نویدبخش تداوم عقلانیت انقلابی، صیانت از استقلال سیاسی و منافع ملی، و تحقق تمدن نوین اسلامی در تقابل با الگوهای تحمیلی فرامنطقهای است.
https://zavtra.ru/blogs/analiz_aspektov_upravleniya_i_strategicheskogo_naslediya_ayatolli_hamenei